عطــرِ سیــبِ یـار

عطــرِ سیــبِ یـار

عطــرِ  سیــبِ  یـار


♥ اَلسَّلامُ عَلیــکَ یــا بَـقیـَــهَ الله فی اَرضِــه ♥

از خـــدا
فقــــط تــــو
برای زمیـــن
باقــــی مانـــده ای
بـرگـــــرد ...

امرے محال باشد، بے دوسـتــ زندگانے ...

بسم الله...

هوالمعشـوق.


چشمانم 

یک دلِ سیـــر گریه

به انصارُ العبـاس

بدهکـار بودند ...




خانہ ے بدونِ فاطمه ...

بسم الله...

هوالمحبـــوب ...



در دلم 

شادیِ خانہ ے پیامبر را تصور میکنم

وقتی خدا به او کوثر عطا کرد

شادیِ خانہ ے حیدر را تصور میکنم

وقتے تو عروسِ خانہ اش شدے ...

در دلم 

تمامِ روزهاے خوبِ کنارِ علی بودنت را 

مرور میکنم 

این روزها اما ...

نه حــالِ تـــو روبراه است و

نه حــالِ دل علـی (ع) 

این روزها 

غـــمِ خانہ ے بـدون مــــادر

غــمِ خانه ے بـدونِ فـــاطمه 

تصور کردنی نیست ...



عاشقِ بیقــرار

بسم الله ...

هوالمحبـوب .



باید بارِ سفر ببندیم

براے تسلی دلِ عاشقِ بیقراری که

این روزها 

معشوق اش را 

در بسترِ بیمارے

پرستاری میکند.

فاطمیه که میرسد

باید هوای قلبِ علی را داشت

که این روزها 

به جز فاطمه 

کسی را ندارد ...


تحتُ القُبہ

بسم الله ...

هوالمعشــوق.


کم کم داشتم نا امید میشم

از تمامِ امیــدهایی که توے هر سفر 

تو کوله بارم گذاشته بودم 

تا تحتُ القبہ

سرزمین آرزوها 

محل استجابت دعا ها 

تحــویلِ تــو بدم

کم کم داشتم رو سیاه میشدم 

پیش همه اونایی که با یه دنیا امید و 

با کلی حسرت

به من روسیاه تر از همه 

التماس دعا میگفتن 

کم کم توی دلم داشت خالی میشد

که ارباب 

من بدم 

اما توی کوله بارم پره از امید هایی که

 چشمشون به دعای تحت القبه ے توئه

مگه میشه اینجا دعا کرد و مستجاب نشه

تو که شاهدی من اینجا هیچ وقت چیزی برای خودم نخواستم

جز یه زیارت دوباره ...

...

ته دلم اما 

به تو قرص بود 

ارباب هوای نوکرش را دارد 

حالا 

بیشتر دعاهای تحت قبه م 

مستجاب شده 

وقتی شنیدم

جفتشون

صحیح و سالم 

به فضل خدا

به لطف شما 

بچه هاشون رو بغل گرفتن

الحمدلله ....

 

یا غایة آمالِ العاشقیــن ...

بسم الله ...

هوالمعبود.


اسمت رو صدا میزنم

خــدا 

جوابم و میدی و 

دستام و میگیری 

نه 

تو جواب من و نمیدی 

این منم که بعد سالها انتظارِ تو

بعد سالها مهربونی و 

به پای من نشستن 

اومدم سمتت و 

جوابت رو میدم

و تو انقدر بزرگ و بخشنده اے

که اینهمه سال دوری و غفلت رو

به روی من نمیاری ...


راستی چقدر خوبه معشوق خدا بودن 

معشوق کسی که خودش همه کاره عالمه 

همه زمین و زمان رو رام و تسخیرش میکنی 

و نه فقط خودت 

که میخوای 

همه زمین و زمان 

عاشقش بشن و 

ستایشش کنن

درست مثلِ سرور و سالار ما محمدﷺ

چه عشق قشنگیه 

انقدر که دیگه

نمیشه عاشق رو از معشوق تشخیص داد

انفدر که همه چی بین شما  رنگ و بوی خدا گرفته

رنگ و بوے تـــو 

چه عشق قشنگییه 

اون عشقی که فقط دوست داشتن باشه و پرستیدن 

نه ترس جدایی و دلهره ے دلشکستن 

خدایا عاشقم کن 

عاشقِ خودت 

من به  تو پنـــاه آوردم.


خدا خانه دارد...

بسم الله...

هوالمعبود.


عصر روز جمعه 

مسجدی زیبا و بزرگ

در شلوغ ترین نقطه شهر 

مسجد اما 

خلوت و خالی از نمازگزار 

رهگذران 

با شنیدن صدای اذان

یکی یکی وارد مسجد شدند اما

خبری از نماز جماعت نبود 

هر کدام 

در یک سمت مسجد 

نماز فرادی میخواندند...

همانجا بود که به خودم آمدم و 

زیبایی صفوف پیوسته و به هم فشرده نماز جماعت را 

از نگاه تو دیدم 

درست مثلِ پدر و مادری که 

دوست دارند 

تمام فرزندانشان دور هم جمع بشنوند و 

با هم باشند 

تو هم 

از کنار هم بودن مومنین 

در صفوف فشرده نماز جماعت 

اینگونه لذت میبری

برای همین است که 

ایننهمه ثواب و خیر و برکت 

خرجِ نمازهای جماعت کرده ای 

ولو نماز  جماعتی دو نفره .

برای تو 

مهم 

همین با هم بودن و 

کنار هم بودن است....


راستی 

در بین شلوغی شهر 

درِ خــانه ے تـو

تنها دری است که همیشه به روی همه باز است و 

تنها خانه ایستــ که 

غرق در آرامش و امنیت است 

انگار در خانه ات همه را به آغــوش کشیده ای ...