عطــرِ سیــبِ یـار

عطــرِ سیــبِ یـار

عطــرِ  سیــبِ  یـار


♥ اَلسَّلامُ عَلیــکَ یــا بَـقیـَــهَ الله فی اَرضِــه ♥

از خـــدا
فقــــط تــــو
برای زمیـــن
باقــــی مانـــده ای
بـرگـــــرد ...

۶۹ مطلب با موضوع «دلنوشتـــه های معبــود» ثبت شده است

بسم الله... 

هوالمعبود. 


گفتی ناامیدی بزرگترین گناهه

گفتی و من رو یک عمر 

به رحمت و مغفرتت امید وار کردی... 

همیشه هم دستم و گرفتی 

همیشه هم گناهم و بخشیدی 

حالا چطور بعد این همه سال

بعد این همه در خونه ت بودن 

دلم باورش بشه 

که نا امید و دست خالی 

از خونه ی حسین ات بیرونش کردی؟ 

من نا امیدی رو بلد نیستم 

نا امیدی از خونه ی امام حسین و

بلد نیستم... 

من بی حسین بودنت رو بلد نیستم 

من یه عمره به خودم گفتم 

امام حسین مال روسیاه ها و گنه کارها هم هست

حالا چه جوری باورم بشه دلم آروم نشده و

 اربابم نگاهم نکرده و

دست خالی از در خونه ش ردم کرده...

إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَهِ مَحْرُوماً

 وَ قَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاة مَرْحُوماً 

الَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَی حُسْنِ ظَنِّی قُنُوط الاَْیَاسِ

 وَ لاَ انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ...


عشق یعنی اشک توبه در قنوت...

بسم الله... 

هوالمعبود.


وقتی که سر به سجده میگذارم و

با تمام وجود 

از تمام گناهان گذشته و حال و آینده 

به سوی تو پناه می آورم و استغفار میکنم

با تمام وجود 

آغوش تو را احساس میکنم 

که میبخشی و 

لبخند میزنی و 

فراموش میکنی و

دیگر هرگز 

خطاهایم را به رویم نمی آوری 

اما... 

این روز ها 

مدام با خودم میگویم 

چه خوب است که تنها تو خدایی و 

خدایی میکنی 

که بندگانت

گناه نکرده را به هم نسبت میدهند

وای به حال روز کسی 

که دیگری

گناه کرده اش را بداند و

تا آخر عمر... 

عشق یعنی سر سجود و دل سجود 

    خواندنش با نام ستار العیوب... 


عشق فرمود: بیایید... اطاعت کردیم

بسم الله... 

هوالمعبود. 


سه:


کربلا رفتن 

به شکستن دلی و

سوز اشکی است 

حتی اگر نگویی و به زبان نیاوری 

آنان که باید 

از حال دلت خبر دارند و

اجابتت میکنند.

با خودم میگویم 

خدایی که اینچنین 

به دل شکسته ی بنده اش نظر دارد

مگر میشود نداند که چه میخواهم؟ 


مگر میشود نیازم را ندانی و 

بی نیازم نسازی؟ 

مگر میشود دردم را ندانی و 

درمانم نکنی؟ 

تو که به اندازه ی کشیدن آهی 

به دل من نزدیکی 

مگر میشود صدایم را بشنوی و 

اجابتم نکنی؟


نه باور نمیکنم

نمی شود...

دل به تو میسپارم و آرام میگیرم 

اگر نمیخواستی و نمی بخشیدی 

مرا به کربلای حسین ات نمی فرستادی

دل به تو میسپارم و

آرام میگیرم

به تو که میدانم مرا رها نخواهی کرد...

     الهی و ربی من لی غیرک؟ 


تو نظر کرده ی مخصوص خدایی، آقا

بسم الله... 

هوالعلی. 


کسی چه میداند 

شاید به برکت مولود کعبه باشد 

اینکه خدا آغوش گشوده و 

عاشقانش را 

در خانه ی خویش پذیرفته است.

یا شاید به شکرانه میلاد 

همان که کعبه به خاطرش سینه چاک داده است 

بندگانش را به میهمانی پذیرفته 

تا سه روز 

در خانه اش 

شکر این نعمت الهی را 

به جا آورند.

  یاعلی جانم 

    نام تو روی لبم اصل عبادت باشد 

      داىم الذکر توام، از جملاتم پیداست... 


أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّ دار و ندار این گداست...

بسم الله...

هوالمعبود. 


ماه رجب، ماه خداست 

اما انگار

رجب را سند زده اند به نام علی(علیه السلام)

رجب سرشار شده از بوی نجف

رجب سرشار شده از عطر علی  

 انگار خدا

یا علی را سند زده به نام خودش

یا خودش را سند زده به نام علی 

جوری که علی را بدون خدا 

و خدا را بدون علی 

هرگز نمیتوان تصور کرد....

   نه خدا توانمش خواند،  نه بشر توانمش گفت 

               متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را.... 


لیلة الرغاىب...

بسم الله... 

هوالمعشوق. 


1.

کربلا نیستم امشب 

اما

تسبیح کربلایت را

در آغوش کشیده ام

مدام 

تو را آرزو میکنم

  یا حسین...


2.

مثل تمام شب های جمعه ی حرمت

 شب عجیبی است امشب 

خواب به چشم ها نمی آید

انگار خدا میخواهد

امشب را تا سحر 

بندگی بندگانش را

به تماشا بنشیند...


3.

به خودم قول داده ام

جز برای ظهورت دعایی نکنم

امشب تا همیشه 

تنها آرزوی من تویی

اما 

تو برایم دعا کن

برای من

که سخت محتاج دعای توام

    یا صاحب الزمان...



تا خدا هست کسی تنها نیست...

بسم الله...

هوالمعبود.


گاهی در زندگی ات

با تمام وجود احساس میکنی 

که جز خدا 

کسی را نداری...

گاهی تتهایی را با همه ی وجود 

میتوان دید 

و در اوج همین تنهایی ها

آغوش خدا را حس کرد...

خدایی که گنه کار ترین ها را هم میبخشد و

برایشان آغوش میگشاید...

گاهی 

در اوج همین تنهایی ها با خودم میگویم

آن کس که تو را ندارد 

که را دارد؟؟ 

در اوج لحظه های سختی 

در میان این همه تنهایی و غم

دلم را به بودنت خوش میکنم

مهربان خدای عاشقم...


دور مران از در و راهم بده...

بسم الله...

هو المعبود.


دستم و رو زانو هام میزارم و

به خودت توکل میکنم و

با یادت آروم میشم و

دلم بهت قرص میشه.


اصلا

دردی که آدم و 

به تو نزدیک تر کنه 

درد نیست

عین محبت و لطفه.


نه

بدون لطف و کمک خودت نمیشه

اگه خودت دستام و نگیری نمیشه

اگه من و به حسینت نسپاری نمیشه.


کاش ازم نا امید نشده باشی و

دوباره پناهم بدی تو آغوشت و

با همه ی بدی ها قبول کنی

منی که جز تو کسی ندارم رو... 


 الهی و ربی من لی غیرک؟؟ 


شب امید...

بسم الله...

هوالمعبود.


شب های جمعه 

شب امیده 

شب رحمت 

شب مغفرت 

خودت گفتی ناامیدی بزرگترین گناهه...

پس امیدم و نا امید نکن 

امید به مغفرتت 

امید به بخششت 

امید اینکه اربابم دستم و بگیره و

باز هم راهم بده حرمش...

امید اینکه مهدی فاطمه سلام الله 

برام دعا کنه و اجابت بشه... 

امیدم و نا امید نکن

امیدی که این روزها ریشه زده تو دلم 

امیدم و ناامید نکن خدا 

منی که جز در خونه ت جایی رو ندارم و

همه ی سرمایه م امید به توىه...


یا سَریعَ الرِّضا

 اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِکُ إلاّ الدُّعاءَ 

فَاِنَّکَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ، 

یامَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَذِکْرُهُ شِفاءٌ 

وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ ...


تو تنهایی ولی تنهام نذارم.

بسم الله...

هوالمعبود.


اهل رفاقت کردن باشی 

باید از پسش بربیای

فقط نباید حرفش و بزنی 

اصلا رفاقت باید دو طرفه باشه

جواب محبت، محبته

جواب معرفت، 

معرفته.

مدام به خوم میگم خدا یه بار امتحانت میکنه

فقط یه بار وقت داری جواب محبتش و بدی 

جواب معرفتش رو بدی 

جواب رفاقتت با حسینش رو بدی 

حواست هست؟؟ 

خدا فقط یه بار امتحانت میکنه

رفاقت نکردی 

دیگه فایده نداره 

تو هم میشی مثل بقیه 

دیگه نامحرم میشی

غریبه میشی

نارفیق میشی...

خدا

یه بار امتحان میکنه

اما سخت 

خیلی سخت...

   ***

چقدر امشب جات خالیه

سر سفره ای که خبری از افطار نبود 

 تو نیمه شبی که سحر نیست...

چقدر امشب شبای کنارت بودن و

روضه و مناجات رو میخوااام دوباره.

:(