عطــرِ سیــبِ یـار

عطــرِ سیــبِ یـار

عطــرِ  سیــبِ  یـار


♥ اَلسَّلامُ عَلیــکَ یــا بَـقیـَــهَ الله فی اَرضِــه ♥

از خـــدا
فقــــط تــــو
برای زمیـــن
باقــــی مانـــده ای
بـرگـــــرد ...

قرارمی، صاحب اختیارمی ...

بسم الله ...

هوالمحبــوب .


شاعر نیستم 

اما

هر سال به شوق میلادت

کلمات را کنارِ هم میگذارم 

تا نگاهم کنی و 

قــرار گیــرم .


ببین چشمامو میبندم ، 

ببین با گریه میخندم

میونِ خیلِ زوارت ، 

دخیلِ اشڪ میبندم


ببین خاڪم ، ببین سردم ،

 ببین پژمرده و زردم 

 ببین فکرِ تو ام هر دم ، 

تـــو درمـانی  برا دردم



قیامت کن ، شفاعت کن  

به چشمانم عنایت کن

برات کربلا آقا ،

به دستانم کرامت کن



تو آقایی ، تو مولایی 

انیس و مونس مایی

 منم مجنون ، منم دلخون

خراب و مست و هرجایی


پنــاهِ گریه هاے مــن

علی موسی الرضاے من

شـبِ تنـــهایی قبــرم

به راهت چشم هاے مـن




  • عطر سیب

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">